ج - ماضي نقلي: ( قد + فعل ماضي )
قد سافر زيدٌ. ( زيد مسافرت کرده است. )
( نکته: فعلي با نام ماضي نقلي در زبان عربي وجود ندارد ولي حرف « قد » بر سر فعل ماضي به آن تحقّق مي بخشد و وقوع آن را تأکيد مي کند. در حاليکه اين حرف همراه فعل مضارع، شک و احتمال وقوع فعل را مي رساند که در اين صورت معناي اين حرف در فارسي « شايد » است. )
د - ماضي ساده:
سافر زيدٌ. ( زيد مسافرت کرد. )
ه - حال محض: ( لام حاليه + فعل مضارع )
لَيَکتبُ زيدٌ. ( هم اکنون زيد مي نويسد. )
و - مضارع:
يکتب زيد. ( زيد مي نويسد. )
ز - آينده: ( س/ سوف + فعل مضارع )
سَيُسافرُ زيدٌ. / سوف يُسافرُ زيدٌ. ( زيد مسافرت خواهد کرد. )
( نکته: برخي در ترجمه « س » مي گويند: « بزودي خواهد ... » که صحيح نيست. افزودن کلمه « بزودي » به هيچ وجه ضرورت ندارد. به جاي کلمه « بزودي » در جمله عربي مي توان کلمه « بسرعة » را نوشت.
در پست بعدي انشاء الله درباره چگونگي نفي فعل و افعال کمکي يا ربطي توضيحات مختصري خواهم داد.
تمرين:
جمله هاي زير را به فارسي ترجمه کنيد:
- کانت الطالباتُ قد ذَهَبنَ إلي بيوتهنَّ.
- کان الطالب يکتبُ.
- قد يُسافر زيدٌ.
- قد سافر زيدٌ.
- سأذهبُ بِسُرعة.
جملات در زبان عربي به دو صورت به کار مي روند: اسميه و فعليه.
اسميه = مبتدا + خبر ( الطالب في المدرسة )
فعليه = فعل + فاعل + مفعول ( يکتب الطالب درسه )
انواع فعل:
1. ماضي: فعلي که در زمان گذشته اتفاق مي افتد.
2. مضارع: فعلي که در زمان حال يا آينده اتفاق مي افتد.
3. امر: فعلي که به انجام کاري در زمان حال يا آينده دستور مي دهد.
صرف افعال ماضي به همراه ضماير آنها:
هو فعل / هما فعلا / هم فعلوا / هي فعلت / هما فعلتا / هنّ فعلن / انتَ فعلتَ / انتما فعلتما / انتم فعلتم / انتِ فعلتِ / انتما فعلتما / انتنّ فعلتنَّ / أنا فعلتُ / نحن فعلنا
صرف افعال مضارع به همراه ضماير آنها:
هو يفعل / هما يفعلان / هم يفعلون / هي تفعل / هما تفعلان / هنّ يفعلن / انتَ تفعل / انتما تفعلان / انتم تفعلون / انتِ تفعلين / انتما تفعلان / انتنّ تفعلن / انا أفعل / نحن نفعل
صيغه هاي امر:
فعل امر مخاطب ( امر حاضر ) از صيغه هاي مخاطب فعل مضارع ساخته مي شود.
1. حرف مضارعه را حذف کنيد.
2. اگر بعد از حذف حرف مضارعه اولين حرف ساکن باشد بايد يک همزه امر بر سر فعل بياوريد ( در غير اين صورت نيازي به همزه امر نيست ).
3. آخر فعل را مجزوم کنيد.
مثال: تَذهَبُ : إذهَب ( برو ) / تذهبانِ: إذهبا ( برويد )
فعل امر غايب و متکلم ( امر به لام ):
1. اضافه کردن لام امر به ابتداي يکي از صيغه هاي غايب يا متکلم فعل مضارع.
2. مجزوم کردن آخر فعل.
يذهب : ليذهب ( بايد برود ) / يذهبون : ليذهبوا ( بايد بروند )
رابطه فعل با فاعل در جمله:
1. فعل از لحاظ تذکير و تأنيث مطابق فاعل جمله به کار مي رود. يعني اگر فاعل جمله مذکر باشد فعل نيز مذکر مي شود و بالعکس.
2. اگر فعل غايب قبل از فاعل در جمله ذکر شود به صورت مفرد به کار مي رود حتي اگر فاعل مثني يا جمع باشد. اما نسبت به مخاطب و متکلم، هميشه صيغه فعل با فاعل مطابقت دارد.
يحضر الطالب. / يحضر الطالبان. / يحضر الطلّاب. / تحضر الطالبة. / تحضر الطالبتان. / تحضر الطالبات.
جاي فعل در جمله:
در زبان عربي بر خلاف زبان فارسي غالبا فعل اول جمله يا قبل از فاعل ذکر مي شود. اين قاعده در صورتي در زبان عربي رعايت نمي شود که گوينده بخواهد بر «فاعل» تأکيد کند.
نظرات شما عزیزان:

یکی دیگه:نمیدونم

برچسبها:





























